يهوديان كه هستند؟
یهودیان که هستند؟ما مردمی هستیم که به هدایایی که به بشریت داده ایم افتخار می کنیم، از آن رو که علیرغم همهء احتمالات به بقای خود ادامه داده ایم بر خود می بالیم، و اطمینان خاطر داریم که توانایی آن را داریم تا در آینده بسی بیشتر به دنیا ارزانی کنیم. بسیاری ادعاهای دیگر دربارهء ما مطرح می شوند که بیشتر توسط کسانی است که هرگز ما را ندیده یا با ما تبادلی نداشته اند. برخی فرض می کنند که ما یکی از بزرگترین گروه ها از نظر جمعیت بر روی زمین هستیم. واقع آن است که شمار ما فقط به حدودا ً ¼ درصد (0.25%) از جمعیت جهان می رسد. با این وجود، ما تأثیر بزرگی بر مسیر پیشرفت بشریت گذاشته ایم. بگذارید از ابتدای سفر طولانی خود شروع کنیم. نخستین یهودی همان ابراهیم، پدر اسحق و اسماعیل بود که برای همهء اهل کتاب شناخته شده است. ما یهودیان خود را به عنوان نوادگان ابراهیم از نسل پسرش یعنی اسحق، و پسر اسحق یعنی یعقوب می دانیم. دوازده پسر یعقوب (که در تورات به نام «ییسرائِل» نیز خوانده شده است که معرّب آن «اسرائیل» است) نخستین خانوادهء بزرگ یهودی را شکل دادند. فرزندان آنان سرزمینی را که بعدها «سرزمین مقدس» خوانده شد ترک کردند و در مصر سکنی گزیدند، جایی که در نهایت در آن به بردگی کشیده شدند. پس از نجات معجزه آسای آنان از اسارت مصر، آنان به کوه سینا آورده شدند تا آموزهء خد-اوند، یعنی تورات را دریافت کنند. این برخورد میان انسان و خد-ا یکی از اعتقادات بنیادین دو دین اسلام و مسیحیت شد. پس از گذشت چهل سال و تولد یک نسل جدید، به سرزمین اسرائیل وارد شدیم. ما هرگز آنجا را ترک نکردیم. ما در طول زمان دو دولت مقتدر، هر یک با معبد خود در اورشلیم بنیاد گذاشتیم که در نهایت هردو به دست دشمنانمان ویران شدند. هربار ما به تبعید رفتیم؛ هربار، شماری پشت سر ماندند که در وخیم ترین دوران ها شمارشان به صرفا ً دهها خانواده تقلیل یافته بود، اما با این وجود، هم اینان همیشه حضوری از یهودیت را در سرزمین خود حفظ کردند. هم کیشان آنان، در حالی که جسما ً از آن سرزمین دور بودند، هر روز سه بار به مدت دوهزار سال، دلها و دعاهای خود را به سوی آن سرزمین متوجه می ساختند. نخستین معبد مقدس یعنی معبد سلیمان، در سال 586 قبل از تاریخ معاصر (ق.م.) به دست بابلی ها تخریب شد. بیشتر این اجتماع یهودی به بابل، یا همان عراق امروزی، تبعید شدند. حتی هنگامی که حدود هفتاد سال بعد، از شدت تبعید کاسته شد، بسیاری از یهودیان به اسرائیل که اینک معبد دوم در آن ساخته شده بود، بازنگشتند، بلکه در بابل ماندند. (این معبد نیز به نوبهء خود بعدا ً توسط رومی ها در حدود سال 70 تاریخ معاصر (م.) ویران شد). برخی راهی سفر به نقاط نزدیک (سوریه) و مرزهایی بس فراتر از آن شدند و در آن نقاط اجتماعاتی را بنیاد گذاشتند. یهودیان طی دوهزار سال جدایی اجباری از موطن خود در سراسر دنیا سکنی گزیدند. ما هرگز، تا زمان های اخیر، حقوق برابر یا امنیت کامل به خود ندیده بودیم. در بهترین شرایط، ما (بسته به هوی وهوس نیروهایی متغیر و بی ثبات) تحمل می شدیم؛ در بدترین مواقع، ما را به شیوه های فجیع به قتل می رساندند، مجبور به تغییر مذهب می کردند، و یا از خانه هایمان بیرون می راندند. جنگجویان صلیبی، بر سر راه آزاد ساختن سرزمین مقدس از دست مسلمانان، تشویق می شدند که ساکنان اجتماعات یهودی سر راه را قتل عام کنند و هرچه می خواهند برای خویش آذوقه و مواد ضروری غارت کنند. (صلیبیون هنگامی که به اورشلیم رسیدند، با مقاومت مسلمانان و یهودیان روبرو شدند که اینک شانه به شانهء یکدیگر می جنگیدند، تا آن که یهودیان در درون «کنیساها»، یعنی خانه های نیایش خود، به آتش کشیده شدند ، سوختند و از میان رفتند.) ما به عنوان یک اقلیت آسیب پذیر که از حقوق سیاسی خود محروم بود، اغلب مورد حمله قرار می گرفتیم و بز بلاگردان این و آن می شدیم. قوم ما بهانهء راحتی برای آن بود که تقصیر «مرگ سیاه» در اروپای قرون وسطی را به گردنش بیاندازند. هنگامی که دارو دستهء قزاق های بوگدان چمیلنیسکی در اوکراین در جریان کشمش های ملی گرایانهء خود می جنگیدند، یک سوم یهودیان منطقه را از میان بردند. تزارهای روسیه در برخورد با نارضایی عمومی، غارتگری و خونریزی عمومی یهودیان را که «پوگروم» نام داشت تشویق می کردند. ما ? گاه چندین بار ? از پرتغال، آلمان، انگلستان، فرانسه و سرزمین های دیگر بیرون رانده شدیم. معروف ترین این تبعیدها در سال 1492 در اسپانیا رخ داد که باعث شد 200,000 یهودی آواره شوند و ناامیدانه، جویای هر جایی شوند که آنان را بپذیرد. بسیاری از آنان به مقصد نرسیدند و در راه کشته شدند. بازماندگان اینان به ترکیه، آمستردام (هلند)، و در نسل های بعد، به آمریکای شمالی و جنوبی رفتند. طبق نظر تاریخ نگاری غیریهودی به نام جیمز کارول، «یهودیان 10% کل جمعیت امپراطوری روم را تشکیل می دادند. بر مبنای این نسبت، اگر عوامل دیگر دخیل نمی شدند، جمعیت یهودیان در دنیای کنونی باید بالغ بر 200 میلیون می بود، نه حدود 13 میلیون فعلی ("شمشیر کنستانتین"، ص 26). ما در تاریخی که در خون شناور بود، شمار فراوانی از یهودیان را از دست دادیم ? اما به گونه ای تقریبا ً توضیح ناپذیر، مردمانی از همهء کشورها، افزون بر کسانی که تغییر دین می دادند، به یهودیان ملحق شدند، کسانی که آماده بودند با پیام ما وحدت هویت کنند و در سرنوشتمان شریک شوند. این گرویدگان، چه در گذشته و چه در زمان حال، با آغوش باز همچنان پذیرفته شده و می شوند، و سهم ژنتیک آنان به توضیح ِ گوناگونی شاخص های نژادی که یهودیان از خود نشان می دهند کمک می کند. در طول زمان، دو شاخه از تنهء اصلی اجتماع یهودی رشد کردند. یکی به سمت شمال و غرب، به سوی سرزمین های اطراف رود راین در آلمان و فرانسه، به اروپای مرکزی، روسیه، اروپای شرقی و اروپای غربی مهاجرت کرد. اینان بعدها به عنوان «یهودیان اَشکِنازی» (نامی برگرفته از معادل عبری واژهء "آلمان") شناخته شدند. مسیری دیگر، گروهی دیگر از یهودیان را به شبه جزیرهء ایبریا، به مرز آفریقا، به ایران، و به شبه جزیرهء عربستان برد. در زبان محاوره (اگر نه تا حدی به اشتباه) این یهودیان اغلب «یهودیان سفارادی» خوانده می شوند، نامی که مشتق از واژهء عبری معادل "اسپانیا" است. امروزه حدود 13 میلیون یهودی در جهان وجود دارد و ما در 102 کشور جهان پراکنده شده ایم. ما به هشت زبان اصلی ? انگلیسی، عبری، روسی، فرانسه، اسپانیایی، پرتغالی، فارسی و عربی ? سخن می گوییم؛ اما درست آن است که بسیاری زبان های دیگر من جمله رومانیایی، مجاری، ایتالیایی، آلمانی، ترکی و آمهاریک (زبان اتیوپی) را نیز به این لیست اضافه کرد. بزرگترین مراکز تجمع یهودی امروزه در اسرائیل، ایالات متحدهء آمریکا، روسیه، فرانسه، کانادا، انگلستان، آرژانتین و آلمان سکونت دارند. بیشتر نقشهء یهودی امروز توسط وقایع نیمهء قرن بیستم شکل گرفته است. «هالوکاست نازیها» در طی جنگ جهانی دوم تنها تلاش در طول تاریخ برای خلق یک برنامهء سازمان یافته به جهت نابودی کامل یک قوم بود و آنان برای دستیابی به آن، از همهء امکانات تکنولوژیک و فرآیندهای ماشینی در دسترس استفاده بردند. نفرت از یهودیان پدیده ای غیر عقلانی و اغلب چیزی ضد تولیدی است. آلمان ها چنان عزم جزم کرده بودند که همهء یهودیان را از صحنهء هستی پاک کنند که منابع بسیار ضروری را از میدان نبرد به این سو منحرف کردند، و به این شکل تلاش جنگی خود را مختل نمودند. نازی ها حتی پس از آن که آشکار شد جنگ را باخته اند، اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی را همچنان به کار گماشتند. آنان تا پایان جنگ، شش میلیون یهودی، از آن جمله یک میلیون کودک را به قتل رساندند. کشورهای عربی میزبان حدود 900,000 یهودی بودند تا آن که استقرار کشور اسرائیل به آن منجر شد که تقریبا ً همهء آنان یا به اختیار آن کشورها را ترک کنند و یا به اجبار از آنجا رانده شوند. (پیش از آن، یهودیان اغلب ? اما قطعا ً نه همیشه ? در کشورهای اسلامی، تحت حمایت «ذمه»، روزگار بهتری را می گذراندند تا در اروپای مسیحی.) با آن که روسیه هنوز جمعیت یهودی قابل ملاحظه ای دارد، سقوط اتحاد جماهیر شوروی در دو دههء گذشته به معنای خروج صدها هزار یهودی پس از هفتاد سال آزار تحت حکومت کمونیست ها بود.
از آنجا که یهودیان در هر گوشهء دنیا پراکنده اند، ناممکن است که بتوان از یک قومیت یا نژاد یا فرهنگ واحد یهودی سخن گفت. در عوض، همین تنوع ما به نقاط فراوانی شهادت می دهند که در طول راه، از زمان های باستان تا دوران معاصر در آنها توقف داشته ایم.
«واقع آن است که بسیاری از بهترین واژگان ما ? نو و تازه، ماجرا، شگفت آوری، منحصر به فرد، فرد، شخص، حرفه و پیشه، زمان، تاریخ، آینده، آزادی، پیشرفت، روح و روان، ایمان، امید، عدالت ? همهء اینها هدیهء یهودیان هستند.» (توماس کاهیل، "هدایای یهودیان"، صص.241-240)
|







